تبليغاتX
:::... سرباز وطن ...:::

  بين همه ي تيم هاي دنيا .......... عشق است استقلال

 

Esteghlal Champion

  منوي کاربري      

برای عاشق بودن و استقلالی بودن دلیل لازم نیست. فقط کافیه دلت ابی و پاک باشه مثل تمام ابی های ایران

   ...............................  

 اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS

    ..............................

براي Add کردن کليک کنيد

    لينكهاي دوستان       
    باشگاه هاي ايراني       
    باشگاههاي اروپايي       
    سايت بازيکنان و مربيان 
     لينكهاي استقلالي      
   طراح قالب       
                 زندگی باید بر پایه احترام باشد نه توهین

سلام اقا عرشیا
اولاً قبول دارم که به شماتوهین شده اما ما چه استقلالی وچه پرسپولیسی اساس کارمون باید از روی احترام و ادب باشه چرا من مجتبی باید کاری کنم که شخصی به نام مهتاب به من یا پدرم توهین کنه(من به نوعی با شما هم دردم نمی دونم شما چند سالتونه اما من 10 ساله بودم که پدرم رو از دست دادم)اما ایا این درسته که من استقلالی به شما طرفدارهای پیروزی توهین کنم اما شما تو وبلاگ خودتون یا در بخش نظرات دیگر وبلاگ ها به ما توهین کردین یکبار جاهل خوانده شدیم یکبار کراکی،شما گل خوانده شدید و ما خول اما عرشیا جان باید قبول کرد که هر کنشی یه واکنشی به دنبال داره یکی جواب نمیده یکی داغ میکنه و توهین رو جواب میده.
من به شخصه تو وبلاگ شما اکثرآ دیدم که به استقلالی ها توهین شده حرمت بزرگها نگه داشته نشده مثال همین اوایل ناصر حجازی که تو وبلاگ شما به این شخص بزرگ توهین شده و از القاب زشت و زننده در مورد این شخص استفاده شده
هوادارهای ابی رو جاهل خوندی و....
عزیزم حالا مهتاب چیزی گفت شما باید یه جوری این اتش رو خاموش میکردی
نه اینکه یک عملیات جدید رو اغاز میکردی برای تخریب مهتاب. حالا مهتاب یه حرفی زد شما  بزرگی میکردی سکوت میکردی. عرشیا خان من تازه با وب مهتاب اشنا شدم مثل شما که با شما هم تازه اشنا شدم اما کمتر دیدم به کسی توهین کنه اساسأ انسان ارامش طلبی به نظر میرسه و خوبه که شما این داستان رو خاتمه بدی.و یه مطلب که از دوستانت دیدم ، اینه  که تو وبلاگ مهتاب هم نظر داده بودن (که شک  دارم دوستانت باشن) و خودشونو استقلالی معرفی کرده بودن بهتره بگی دیگه از این کارا نکنن و بحث ودرگیری لفظی تمام بشه و سعی نکن امار وبلاگ رو با این بحث ودرگیری ها بالا ببری.شما هم دیگه دست از مظلوم نمایی بردار ننه من غریبم بازی در نیار   از توهین و بی ادبی چیزی نصیب ادم نمی شه ما هم مثل پدرانمون روزی میشه که  از این دنیا میریم پس خاطره ای خوب بجا بزاریم. بخدا ما بعد مرگ باید جواب کارهای خود را بدهیم پس اشتباه نکنیم و بهشت را به بهای کم ندهیم. به امید روزی که بدور از کینه باشیم
                                         
                            

                                                             سربلند باشید
                                                                        مانند نیاکانتان

[+] نوشته شده توسط مجتبی/ یاس در روز یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 ساعت 0:55 قبل از ظهر | |

                 ژنرال و امپراطور

جوابیه عرشیا و دوستش که اومده بودن تو وبلاگ من و نظر داده بودن
 موضوع: چیزهایی در مورد کار نامه واز این چیزها ومقایسه کردن می گفتن ما هم مقایسه کردیم

باسلام

ما که نیازی به از خودمون تعریف کردن نداریم عاقلان دانند که چه تیمی وچه کسی برتره ؟اگه تیم استقلال و پیروزی رو با هم بخوای مقایسه بکنی که اصلاْ بی خیال شو چون خراب میشی شدیداْ ؟؟؟؟؟ژنرال هم با به قول خودتون امپراطور بخواهید مقایسه کنید باز هم خراب می شی اخوی!!!!!( از لحاظ تیمی که اصلاْ قابل بحث نیستید هر وقت اسیایی شدید قهرمان اسیا شدید حرف بزنید!!!؟؟؟........این یارو کیه اوپراتور کیه این یارو ها یادم اومد امپراطور 2دوره است که تازه سر مربی شده قبلاْ هم یه انالیزور یا خیلی بزرگ شده بود شد کمک مربی!!!اما ژنرال سالهاست که سر مربیه 20 تا مثل این پسره به قول خودتون امپراطور زیره دستش بودن. مربی تیم ملی ایران بوده؟ نه کمک کره !!!)حالا اصلی ترین قسمت دوران بازی (ماشاالله که این امپراطور شما اینقدر سابقه بازی کردن داشت که به جان شما عاجز موندم کودمو بنویسم به عنوان مثال( عضوتیم اوارگان نیویورک 4 سال... قهرمانی در جام باشگاهای علافان امریکایی جنوبی 2 دوره...بهترین بازیکن دومین دوره جام داخل منزل رابرت اوارا...وهزاران قهرمانی وتوپ طلایی که فقط خودش میدونه کی گرفته و کجا گرفته) حالا ژنرال تو یه جمله هر چی جام تو ایران اسیا بوده گرفته همین فکر کنم بس باشه...............................
داداش جون مادرت تیم خودتون و با ما مقایسه نکنید واسه شما شاید افتخار باشه ولی والله برا ما ننگی بیشتر نیست..................... بگو باشه پسره خوب..............
راستی عرشیا خان تو این عکس های که گذاشتی معلومه چه کسایی از مساوی قند تو دلشون اب شده..........

در پایان اگه توهین هم به کسی شد ما رو به بزرگواری خودش ببخشه قصدمون با هم بودن بود که حاصل شد  یا علی....

 

 

                                                         والسلام علیکم ورحمته الله

                                                                    مجتبی یاس 

[+] نوشته شده توسط مجتبی/ یاس در روز شنبه سیزدهم مهر 1387 ساعت 9:48 بعد از ظهر | |

                 همه چیز به نفع ما حتی تاریخ

شصت و پنجمین داربی سنتی پایتخت روز دوازدهم مهرماه بین دو تیم محبوب و پر طرفدار تهران یعنی استقلال و پرسپولیس در ورزشگاه آزادی تهران برگزار می شود. البته همه دوست دارند بر خلاف قانون نانوشته این داربی سنتی، شاهد ارائه بازی زیبا و قابل قبول از جانب دو تیم در جریان برگزاری این مسابقه مهم و سرنوشت ساز باشند.

این برای نوزدهمین مرتبه است که دو تیم قرمز و آبی پوش تهران در فصل پائیز به مصاف هم می روند. در خلال بازی های گذشته این دو تیم در فصل خزان، 6 مسابقه با تساوی، 7 دیدار با برتری پرسپولیس و 5 بازی با برتری استقلال خاتمه یافته است. همچنین در مهرماه هم دو تیم 9 بار برابر هم قرار گرفتند که 4 دیدار با نتیجه مساوی، 3 دیدار با برتری استقلال و 2 دیدار با پیروزی پرسپولیس همراه بود.

از سوی دیگر نخستین داربی تهران در فصل بهار در اولین ماه سال برگزار شده است. در آن بازی تاریخی که روز شانزدهم فروردین ماه سال 1347 در ورزشگاه امجدیه (شهید شیرودی فعلی) بین دو تیم پایتخت نشین انجام شد نتیجه ای بهتر از تساوی بدون گل رقم نخورد تا هر دو تیم در اولین رویارویی خود در حسرت گل باقی بمانند!

از آن زمان تا کنون حدود 42 سال گذشته و آمار بازی های انجام شده بین این دو تیم نیز به مرز 64 دیدار رسیده و می رویم تا شصت و پنجمین داربی تهران را نیز شاهد باشیم.

برای اینکه بیشتر و بهتر در حال و هوای بازی های گذشته این دو تیم در برابر یکدیگر قرار گیریم نگاهی گذرا به نتایج داربی تهران از ابتدا تا کنون می اندازیم:

- شانزدهم فروردین سال 1347

پرسپولیس صفر - استقلال صفر

 

2- بیستم دی سال 1347

پرسپولیس صفر - استقلال صفر

 

3- سیزدهم مرداد سال 1348

پرسپولیس یك - استقلال 3

گل ها: احمد منشی زاده(8) علی جباری (44) کارو حق وردیان (88) برای استقلال – کاظم گنجاپور (72) برای پرسپولیس

 

4- هفدهم بهمن سال 1348

پرسپولیس صفر - استقلال 3 (بابا اینا مادر زادی وحشی هستن از بدو تولد)

*(اولین بازی ناتمام دو تیم که نتیجه آن با رای فدراسیون فوتبال سه بر صفر به سود استقلال اعلام شد!)

 

5-  سوم مهر سال 1349

پرسپولیس 2 - استقلال 3

گل ها: جواد قراب (73)، کارو حق وردیان (87)  وعباس مژدهی (88) برای استقلال – علی پروین (7) و حسین کلانی (23) برای پرسپولیس

6- بیست و هفتم دی سال 1349

استقلال 3 - پرسپولیس صفر(دیدید گفتم وحشی هستن)

دومین بازی ناتمام دو تیم که نتیجه آن با رای فدراسیون فوتبال سه بر صفر به سود استقلال اعلام شد!

 

7- بیست و هشتم خرداد سال 1350

پرسپولیس یك - استقلال یك

گل ها: غلامحسین مظلومی ( 30) برای استقلال – صفر ایرانپاک (90) برای پرسپولیس

 

8- پانزدهم بهمن سال 1350

پرسپولیس 4 - استقلال یک

گل ها: حسین کلانی (43 و 90)، صفر ایرانپاک (56) و محمود خوردبین (75) برای پرسپولیس – علی جباری (73) برای استقلال

 

9- سوم فروردین سال 1351

پرسپولیس 2- استقلال صفر

گل ها:  صفر ایرانپاک (50) و حسین کلانی (89) برای پرسپولیس

 

10- یازدهم اسفند سال 1351

استقلال 2 - پرسپولیس صفر

گل ها: علی جباری (40 و 87) برای استقلال

11- بیست و پنجم خرداد سال 1351

استقلال یک - پرسپولیس صفر

گل: رضا عادلخانی (3) برای استقلال

 

12- شانزدهم شهریور سال 1352

پرسپولیس 6 - استقلال صفر

گل ها: همایون بهزادی (50 و 86 و 90)، ایرج سلیمانی (45 و 56) و حسین کلانی (32) برای پرسپولیس

 

13- هجدهم آذر سال 1352

پرسپولیس یك - استقلال یك

گل ها: همایون بهزادی (46) برای پرسپولیس – علی جباری (70) برای استقلال

 

14- چهارم خرداد سال 1353

استقلال یک - پرسپولیس صفر

گل: حسن روشن (88) برای استقلال

 

15 - بیست و هفتم آذر سال 1353

پرسپولیس 2 - استقلال یک

گل ها: صفر ایرانپاک (50) و اسماعیل حاج رحیمی پور (70) برای پرسپولیس – غلامحسین مظلومی (60) برای استقلال

16- پانزدهم اردیبهشت سال 1354

استقلال 3 - پرسپولیس یک

گل ها: غلامحسین مظلومی (11 و 62) و مسعود مژدهی (47) برای استقلال – صفر ایرانپاک (53) برای پرسپولیس

 

17- بیست و پنجم مهر سال 1354

پرسپولیس 2 - استقلال صفر

گل ها: جهانگیر فتاحی (22) و اسماعیل حاج رحیمی پور (38) برای پرسپولیس

 

18- بیست و هفتم اسفند سال 1354

پرسپولیس یك - استقلال یك

گل ها: مسعود مژدهی (20) برای استقلال – محمود خوردبین (85) برای پرسپولیس

 

19- دوم مهر سال 1355

پرسپولیس یك - استقلال یك

گل ها: هادی نراقی (26) برای استقلال – علی پروین (40) برای پرسپولیس

 

20- هجدهم اردیبهشت سال 1356

استقلال 3 - پرسپولیس صفر

گل ها: محرم عاشوری (45)، حسن روشن (83) و سعید مراغه چیان (88) برای استقلال

21- هجدهم آذر سال 1356

پرسپولیس 2 - استقلال یک

گل ها: صفر ایرانپاک (15 و 34) برای پرسپولیس – حسن روشن (85) برای استقلال

 

22- بیست و پنجم آبان سال 1358

استقلال یک - پرسپولیس صفر

گل: غلامرضا فتح آبادی (42) برای استقلال

 

23- سیزدهم تیر سال 1359

پرسپولیس صفر - استقلال صفر

 

24 - شانزدهم مهر سال 1360

پرسپولیس صفر - استقلال صفر

 

25- هفدهم دی سال 1361

پرسپولیس یک - استقلال یک

گل ها: غلامرضا فتح آبادی (10) برای پرسپولیس – بهتاش فریبا (87) برای استقلال

26- پانزدهم مهر سال 1362

استقلال یک پرسپولیس صفر

گل: پرویز مظلومی (59) برای استقلال

 

27- بیست و پنجم خرداد سال 1365

پرسپولیس سه استقلال صفر

گل ها: شاهرخ بیانی (12و 52) و ناصر محمدخانی ( 62) برای پرسپولیس

 

28- هفتم فروردین سال 1366

پرسپولیس صفر - استقلال صفر

 

29- هجدهم شهریور سال 1367

پرسپولیس یك - استقلال یك

گل ها: فرشاد پیوس (46) برای پرسپولیس – جعفر مختاری فر (60) برای استقلال

 

30- نوزدهم اسفند سال 1367

پرسپولیس صفر - استقلال صفر

* ( جام حذفی- در ضربات پنالتی 2-4 به سود پرسپولیس )

31- هفدهم آذر سال 1368

پرسپولیس یك - استقلال صفر

گل: رضا عابدیان (18) برای پرسپولیس

 

32- چهارم خرداد سال 1369

استقلال 2 - پرسپولیس یک

گل ها: عباس سرخاب (46) و عبدالصمد مرفاوی (72) برای استقلال – نادر میر احمدیان (12) برای پرسپولیس

 

33- بیست و هشتم دی سال 1369

پرسپولیس یك - استقلال یك

گل ها: شاهرخ بیانی (62) برای استقلال – فرشاد پیوس (75) برای پرسپولیس

 

34- چهارم بهمن سال 1370

پرسپولیس صفر - استقلال صفر

 

35- پانزدهم اسفند سال 1370

استقلال دو پرسپولیس صفر

گل ها: عبدالصمد مرفاوی (8) و صادق ورمزیار (15) برای استقلال

36- هشتم خرداد سال 1371

استقلال یک - پرسپولیس صفر

گل: عبدالصمد مرفاوی (48) برای استقلال

 

37 - یازدهم دی سال 1371

پرسپولیس صفر استقلال صفر

 

38 - پانزدهم دی سال 1373

استقلال 3- پرسپولیس صفر(اقا من که گفتم وحشی هستن شما باور نکردید)

*(چهارمین بازی ناتمام دو تیم که نتیجه آن با رای فدراسیون فوتبال سه بر صفر به سود استقلال اعلام شد!)

 

39- هفتم بهمن سال 1373

پرسپولیس صفر - استقلال صفر

 

40- ششم مرداد سال 1374

استقلال 3 - پرسپولیس یک

گل ها: ادموند اختر (7)، صادق ورمزیار (16) و محمد تقوی (36) برای استقلال – مرتضی کرمانی مقام (49) برای پرسپولیس

41- هشتم دی سال 1374

پرسپولیس صفر - استقلال صفر

 

42- بیست و هفتم مهر سال 1375

پرسپولیس یك - استقلال صفر

گل: ادموند بزیک (87) برای پرسپولیس

 

43- بیستم تیر سال 1376

پرسپولیس 3 - استقلال صفر

گل ها: ادموند بزیک (30)، مهدی مهدوی کیا (70) و بهنام طاهرزاده (87) برای پرسپولیس

 

44- بیست و دوم آبان سال 1377

پرسپولیس یك - استقلال صفر

گل ها: مهدی هاشمی نسب (45) برای پرسپولیس

 

45- دوم فروردین سال 1378

پرسپولیس یك - استقلال یک

گل ها: مهدی هاشمی نسب (3) برای پرسپولیس – فرد ملکیان (43) برای استقلال

46- بیستم تیر سال 1378

پرسپولیس دو استقلال یک

گل ها: مهدی هاشمی نسب (12) و افشین پیروانی (85) برای پرسپولیس – سهراب بختیاری زاده (50) برای استقلال

 

47- دوم مهر سال 1378

پرسپولیس صفر - استقلال صفر

 

48- هشتم اسفند سال 1378

پرسپولیس 2 - استقلال صفر

گل ها: مهدی هاشمی نسب (8) و پایان رافت (80) برای پرسپولیس

 

49- نهم دی سال 1379

پرسپولیس 2 - استقلال 2

گل ها: بهروز رهبری فر (57) و علی کریمی (89) برای پرسپولیس – محمد نوازی (67) و مهدی هاشمی نسب (86) برای استقلال

 

50- پنجم اسفند سال 1379

استقلال یک - پرسپولیس صفر

گل: علیرضا اکبرپور (72) برای استقلال

 

51 - بیست و هشتم اسفند سال 1380

پرسپولیس یك - استقلال یك

گل ها: رضا جباری (25) برای پرسپولیس – محمد نوازی (38) برای استقلال

 

52- نوزدهم اردیبهشت سال 1381

پرسپولیس صفر - استقلال صفر

 

53 - بیستم دی سال 1381

پرسپولیس یك - استقلال یك

گل ها: علی سامره (1) برای استقلال – علی انصاریان (70) برای پرسپولیس

 

54- بیست و سوم خرداد سال 1382

پرسپولیس 2 - استقلال یك

گل ها: یحیی گل محمدی (11) و بهنام ابوالقاسم پور (50) برای پرسپولیس – علیرضا اکبرپور (63) برای استقلال

 

55- بیست و پنجم مهر سال 1382

استقلال 2- پرسپولیس یک

گل ها: علی سامره (8) و محمود فکری (57) برای استقلال – عیسی ترائوره (70) برای پرسپولیس

 

56- سیزدهم بهمن سال 1382

پرسپولیس یك - استقلال یك

گل ها: داوود سید عباسی (3) برای استقلال – حامد کاویانپور (20) برای پرسپولیس

 

57- اول آبان سال 1383

پرسپولیس صفر - استقلال صفر

 

58- هفتم اسفند سال 1383

استقلال 3 - پرسپولیس 2

گل ها: غلامرضا عنایتی (68)، محمود فکری (83) و پیروز قربانی (90) برای استقلال – سهراب انتظاری (77) و شیث رضایی (84) برای پرسپولیس

 

59- چهاردهم آبان سال 1384

استقلال یك - پرسپولیس صفر

گل: غلامرضا عنایتی ( 56 ) برای استقلال

 

60- نوزدهم اسفند سال 1384

پرسپولیس صفر - استقلال صفر

61- دوازدهم آبان سال 1385

پرسپولیس 2 - استقلال یک

گل ها: مهرزاد معدنچی (23) و مهرداد اولادی (70) برای پرسپولیس – امیرحسین صادقی (17) برای استقلال

 

62- دهم فروردین 1386

پرسپولیس یک - استقلال یک

گل ها: علیرضا واحدى‌ نیکبخت‌ (13) برای پرسپولیس – على‌ علیزاده‌ (42) برای استقلال

 

63- بیست و دوم مهر 1386

استقلال یک - پرسپولیس یک

گل ها: امید رضا روانخواه (58) برای استقلال - محسن خلیلی (83) برای پرسپولیس

 

64- پانزدهم فروردین ماه 1387

پرسپولیس یک - استقلال یک

گل ها: محسن خلیلی (28) برای پرسپولیس - امید رضا روانخواه (4) برای استقلال

 

[+] نوشته شده توسط مجتبی/ یاس در روز پنجشنبه یازدهم مهر 1387 ساعت 3:7 بعد از ظهر | |

                 استقلال زلزله همینه همینه

                  استقلال ۶  استقلال اهواز ۰ //// استقلال ۲ راه اهن ۱

سلام

امیر خان ایول داری والا خدا وکیلی من که کم اوردم .تو با این کارات داری منو مجبور میکنی واسه شهر اورد بیام تهران .اقا خدا وکیلی که این همون تیم ایدال خدمونه(البته ۵۰٪ )نیم ساعت پیش که راه اهن بردیم خدایش حال کردم.ارش حالا کم کم داری میشی ارش خودمون همون ارش قدیمی همون ارش پاس تهران همون ارش تیم ملی همون ارش که هیج بکی از دستش ارامش نداشت .

مجتبی داداش تو هم که مثل همیشه گل میکاری بابا تو دیگه کی هستی زی زو ایرانی ولی اگه یکم واسه پول این همه جوش نزنی وایقدر قهر و اشتی نکنی تو هم میتونی مثل جواد زرینچه امیر قلعه نوعی محمود فکری علی منصور  محبوب استقلال و ابی های ایران بشی.

خلاصه داداش همه خوب بودید وگل کاشتید اما از حق نگذریم جان واریو با حسین کاظمی هم عالی بودن . خلاصه باید بگم  

                          ( من از شما شهر اورد میخوام )

 

بچه ها ما طرفدارهای استقلال دو، سه سالی هست که یه روز خوش ندیدیم همش باخت همش مساوی داداش ما از شما طالب ۳تا قهرمانی هستیم.

                                لیگ برتر .جام حذفی .لیگ قهرمانان اسیا.

تو رو خدا امسال به ما حال بدید جون هر کی که دوست دارید این لنگی هارو هفته بعد له کنید پس قرار ما بعد شهر اورد همین وبلاگ...

تا شهر اورد خداحافظ

 

 

[+] نوشته شده توسط مجتبی/ یاس در روز یکشنبه هفتم مهر 1387 ساعت 0:8 قبل از ظهر | |

                 تاریخچه باشگاه استقلال

 

در سال 1323 چهار جوان تصمیم گرفتند تا باشگاهی تاسیس نمایند. نام انها میرزایی،نواب،خشایار و جانانپور بود. تصمیم انها در چهارم مهر این سال عملی شد و باشگاه نیز خیابان فردوسی در نظر گرفته شد. علاوه بر انها خاکزاد،گیتی،گریش،کلانی،مهدیون و حسینی نیز دیگر اعضای باشگاه بودند که به دلیل علاقمندیشان به دوچرخه سواری نام باشگاه را ( دوچرخه سواران) نهادند.ابتدا تنها رشته فعال باشگاه دوچرخه سواری بود،اما بعدها رشته های والیبال،پینگ پنگ،بسکتبال،وزنه برداری،کشتی،شنا و فوتبال نیز فعالیت خود را آغاز کرد. طی مذاکراتی که مسئولان باشگاه دوچرخه سواران با علی دانائی فرد مو سس وقت باشگاه تورانجام دادند، موافقت شد که باشگاه تور با نام دوچرخه سواران وارد عرصه رقابت در فوتبال شود. رقابت اصلی در فوتبال کشور تا پیش از سال 1325 بین 3تیم دارایی،شاهین و سرباز بود، اما با ورود تیم دوچرخه سواران که از همان ابتدا با پیراهن آبی وارد میدان شد،مثلث قدرت به مربع شد و قطب چهارم فوتبال نیز شکل گرفت. تیم دوچرخه سواران در سال 1325 و با حضور پرویز عمو اوغلی،گرائیلی،دانائی و سید آقا جلالی در هیئت مدیره تشکیل و روانه رقابتها شد.حاصل کار نایب قهرمانی در سالهای 25 و 26،نایب قهرمانی و قهرمانی جام حذفی در همان سالها بود. در سال 1328 نام باشگاهدوچرخه سواران به تاج تغئیر یافت و در همین سال قهرمان باشگاههای تهران شد.به دلیل اهمیت باشگاه تاج از ردیف بودجه اختصاصی برخوردار شد.رنگ لباس باشگاه نیز پیراهن آبی با آستین سفید، شرت سفید و جوراب سفید بود. علی دانائی فرد برای تقویت این تیم، تیمهای تورج، افسر،دیهیم،کورش و اتم را تاسیس کرد. تاج در سراسر کشور گسترش یافت و در شهرهای اهواز و رشت بیش از دیگر نقاط ایران پایگاه مردمی یافت. زمان شکوفایی اولین سفر خارجی باشگاه تاج به افغانستان بود که سمره آن پیروزی 3 بر 2 تیم تاج شد. دهه 40 زمان شکوفایی باشگاه تاج بود. این تیم با تیم هی خارجی چون: راپیدوین اتریش،تورپیدوی موسکو،اسپارتا پراک چک، دوسلدورف آلمان،کریستان پرو و تیم های دیگری از کشورهای برزیل،سوئیس،ترکیه،سوئد و آذربایجان بازی های دوستانه برگزار کرد که موجب شهرت بیشتر این باشگاه شد.در این دهه ، باشگاه تاج با به خدمت گرفتن رایکوف یوگوسلاو تحولی شگرف در فوتبال استقلال و حتی ایران به وجود آورد.نسل ماندگار فوتبال ایران به خصوص استقلال، در این دهه شکل گرفت.افرادی چون ناصر حجازی، منصور پورحیدری،نصر ا.. عبدالهی،پرویز قلیچ خانی،علی جباری،فرامرز ظلی،جلال طالبی،جواد قراب،غلامحسین مظلومی،عزت جانملکی، ایرج دانائی فرد، منصور رشیدی، حسن روشن و ... از جمله آنان بودند. اولین قهرمانی در آسیا در فروردین سال 1349 و در باشگاه لبریز از تماشاگر امجدیه( شهید شیرودی)، تیم های تاج از ایران هاپوئل رژیم صهیونیستی فینال جام باشگاهای آسیا را برگزار کردند. در این دیدار تیم تاج تا دقیقه 83 یک بر صفر عقب بود که در این دقیقه غلام وفا خواه که به مرد جامها معروف بود، گل تساوی را وارد دروازه حریف کرد و کار به وقت اضافه کشیدکه تیم تاج با گل مسعود معینی مدافع پیش تاخته خود در وقت اضافه قهرمان آسیا شد. ترکیب تیم تاج که قهرمان آن دوره شد عبارت بود از : ناصر حجازی، علی جباری ،مهدی لواسانی ،جواد ا.. وردی ،کاروحق وردیان ،مسعود معینی ،غلامحسین مظلومی ،عزت جانملکی ،جواد قراب ،اکبر کارگرجم ،علیرضا حاج قاسم ،نصر ا...عبداللهی ،مهدی حاج محمد ،عباس مژدهی ،منصور پورحیدری و مسعود مژدهی یاران کمکی این تیم: غلام وفاخواه از عقاب و محمود خوردبین از پرسپولیس بودند. سرمربی تیم رایکوف از یوگسلاوی بود. تغییر نام تاج به استقلال و دومین قهرمانی در آسیا با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 باشگاه تاج به استقلال تغئیر نام پیدا کرد. استقلال در سال 1370 برای دومین بار قهرمان آسیا شد. استقلال در فینال باشگاه های آسیا توانست تیم لیائولینگ چین را با نتیجه 2 بر 1 شکست دهد و جام را برای دومین بار به خانه بیاورد.در این دوره عبدالصمد مرفاوی آقای گل شد، مجید نامجو مطلق تکنیکی ترین بازیکن، عباس سرخاب بهترین بازیکن و احمدرضا عابدزاده بهترین دروازه بان جام شدند. بازیکنان استقلال در این دوره عبارت بودند از : احمدرضا عابدزاده ،حمیدرضا بابازاده ، شاهرخ بیانی ،شاهین بیانی ،فرشاد فلاحت زاده ،رضا حسن زاده ،مهدی فنونی زاده ،امیر موسوی نیا ،صادق ورمزیار ،رضا نعلچگر ، جعفر مختاری فر ،امیر قلعه نویی ،رضا احدی ،میرشاد ماجدی ،ایمان عالمی ،عبدالصمد مرفاوی ،عباس سرخاب ،عبدالعلی چنگیز ، مسعود غفوریهای اصل ،ناصر عباسی ،مرحوم امیر دولت آبادی ،خسرو پارسا و مجید نامجو مطلق. یاران کمکی این تیم نیز سید غلی افتخاری سید مهدی ابطهی بودند. سرمربی: منصور پورحیدری. مربیان خارجی از بدو تاسیس زدراکو رایکوف، ولادمیر جکیج، بونژاک، یوگنی سوکومور خوف،جکیچ دلیچ، لئونید بیلفسکی و رولند کوخ از جمله مربیان خارجی بودند که با استقلال کار کردند. در این میان رایکوف بیشترین سابقه حضوررا دارد که به مدت هشت سال مربی استقلال بود و طی این دوره با استقلال قهرمان ایران در سال 49،قهرمان جام میلزهند، دو دوره قهرمانی باشگاهای آسیا و قهرمانی جام اتحاد را در کارنامه خود دارد. مربیان استقلال از آغاز تا کنون مرحوم علی دانائی فرد،محمود بیاتی،مرحوم رسول مدد نوعی،محمد رنجبر،حشمت مهاجرهنی،پرویز ابو طالب،مجتبی کرد نوری،کمائی،مرحوم جاهد،مصطفی شرکا،حسن حبیبی،حسن عضدی ،رضوی،اصغر شرفی،کامبیز جمالی،محمد صلاحی،منصور پورحیدری،غلامحسین مظلومی،بیژن ذوالفقارنسب،ناصر حجازی،رضانعلچگر،عبداللهی،بهتاش فریبا،اصغرحاجیلو،پرویزمظلومی،حمید ملک احمدی ،منصور رشیدی،جواد زرینچه و امیر قلعه نویی مربیانی بودند که که از بدو تاسیس تا کنون به عنوان سرمربی رهبری تیم را برعهده داشتند. شایسته ترین ها و اولین های تاریخ 60 ساله باشگاه استقلال گلزنان جام جهانی 1978 آرزانتین:ایرج دانائی فرد و حسین روشن هر دو در تیم استقلال بودند. اولین گلزن ایرانیدر جام جهانی: ایرج دانائی فرد. اولین لژیونر:بیوک جدیکار (1336 به تیم ویکتوریا برلین) اولین مربی:مرحوم علی دانائی فرد از سال 1325 تا سال 1348 به مدت 23 سال اولین آقای گل آبی پوشان در لیگ: غلامحسین مظلومی در اولین دوره تخت جمشید با 15 گل زده. اولین کاپیتان: کامبیز جمالی بازیکن تیم منتخب جهان:ایرج دانایی فرد. پرافتخارترین مربی:منصور پورحیدری با بیش از 300 مسابقه و افتخار قهرمانی سال 90 باشگاه های آسیا. بیشترین تعداد حضور: جواد زرینچه با 336 بازی طی 12 سال کوتاه ترین گل در داربی: علی سامره در ثانیه 37 بازی مقابل پرسپولیس پرجمعیت ترین بازی آسیا: استقلال ایران-جوبیلوایواتا ژاپن (با حضور 120 هزار تماشاگر در ورزشگاه آزادی فینال جام باشگاه های آسیا در سال 78 ) بهترین بازیکن سال کشور بعد از انقلاب: علیرضا منصوریان1374 (گزینش بهترین بازیکن برای اولین بار مرسوم شد) جوانترین مربی: امیر قلعه نویی

[+] نوشته شده توسط مجتبی/ یاس در روز سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:54 بعد از ظهر | |

                 زندگینامه بازیکنان استقلال

زندگینامه فرهاد مجیدی

سوم ژوِئن سال 1977 و یا بهتر بگوییم 13 خرداد 1355 در تهران به دنیا آمد. در یک خانواده اصیل با وضعیت مالی و اجتماعی خوب رشد کرد. کم کم به فوتبال علاقه مند شد. او در کنار دو خواهر و یک برادر بزرگ شد. برادر کوچک تر فرهاد را هم خوب می شناسید. فرزاد مجیدی که درست بسان فرهاد از بهمن به استقلال تهران پیوست. فرهاد از کودکی عاشق فوتبال بود. از تیم های پایه کار خود را آغاز کرد. گرچه مادرش به طور کلی مخالف حضور او در میادین فوتبال بود اما پدرش از همه نظر یار و پشتیبان او بود. فرهاد مجیدی این روزها دوباره پیراهن استقلال تهران را بر تن کرده است. پیراهنی که با آن به فرهاد مجیدی تبدیل شد و شاید با آن از دنیای فوتبال خداحافظی کند.

آغاز یک راه طولانی

اولین تیم رسمی و تقریباً مطرح او جوانان کشاورز بود. تیمی که با کمبود امکانات مواجه بود اما با این حال این مساله باعث نشد تا فرهاد مجیدی فوتبال را کنار بگذارد. پس از حضوری تقریبا کوتاه در جوانان کشاورز در همان رده سنی به تیم بهمن پیوست. وضعیت در تیم جوانان بهمن بهتر از کشاورز بود. روزی 3 بار تمرین می کرد. تمرین های سنگین و نفس گیر. برای حضور در مسابقات استانی به تیم صنایع پارچین پیوست و مدت کوتاهی به صورت بازیکن قرضی در این تیم توپ زد. درخشش او در تیم صنایع باعث شد تا مربیان تیم امید بهمن برای جذب دوباره او تلاش کنند. پس از هشت ماه بازی در صنایع پارچین وارد تیم امید بهمن بود. او می دانست که اگر در رده سنی امید موفق ظاهر شود می تواند به تیم بزرگسالان و مطرح بهمن راه پیدا کند. پس وقت تلاش بود! تلاشی برای رسیدن به یک آرزوی دیرینه! او پس از یک دوره کوتاه به آرزویش رسید و پیراهن تیم بزرگسالان بهمن را بر تن کرد. آن روزها بهمن در شرایط خوب و آرمانی قرار داشت. او حالا آرزوهای بزرگتری در سر داشت...

حضور در استقلال!

پس از درخشش در تیم بزرگسالان بهمن به استقلال تهران پیوست. تیمی که همیشه آرزوی پوشیدن پیراهنش را در سر داشت. فرهاد مجیدی می دانست که راه سختی در پیش دارد. راهی که به قله های افتخار ختم می شد. او در استقلال به یک شاه مهره تبدیل شد! شم بالای گلزنی و هوش فوق العاده او باعث شد که به یکی از موفق ترین و محبوب ترین بازیکنان آن زمان استقلال تبدیل شود. به واقع می توان از فرهاد مجیدی به عنوان یکی از ستاره های اواخر دهه هفتاد نام برد. گل که می زد یک دستش را روی سینه می گذاشت و دست دیگر را باز می کرد! حرکت او بعد از هر گل تکرار می شد. مجیدی سالها برای استقلال بازی کرد و در واقع همین مساله باعث شد که حتی امروز محبوبیت خاصی بین هواداران استقلال داشته باشد.

اروپا، مقصد بعدی فرهاد!

درخشش او در بازیهای لیگ ایران و حتی در سطح آسیا با پیراهن استقلال باعث شد تا سران باشگاه راپید وین اتریش که با استقلال روابط حسنه ای داشتند سخت به دنبال جذب فرهاد باشند. فرهاد مجیدی تصمیم خود را گرفت و در زمان حضور فتح الله زاده به اتریش ترانسفر شد. گرچه حضور او در اتریش چندان رویایی و همراه با موفقیت نبود اما فرهاد همیشه از آن به عنوان یک تجربه طلایی یاد می کند. اختلاف در مبلغ قرارداد و همین طور یکی دو مصدومیت سنگین باعث شد تا فرهاد مجیدی فکر ادامه فوتبال در اروپا را از سر خود بیرون کند. رضایت نامه او بعد از یک فصل نا موفق در اتریش صادر شد...

امارات، نقطه آغاز...

شاید فکرش را نمی کرد که در امارات به آن همه موفقیت برسد. اولین تیم او در امارت الوصل بود. پس از مدت کوتاهی با شرایط فوتبال امارات آشنا شد. کم کم به یک ستاره محبوب در بین شیوخ اماراتی تبدیل شد و پوسترهای او در سرتاسر امارات به چشم می خورد. سبک بازی او با دیگر بازیکنان آنقدر متفاوت بود که بازیهای او خیلی زود به چشم آمد. فرهاد مجیدی از نظر مالی نیز آنقدر تامین بود که جایی را جز امارات ترجیح نمی داد. پس از الوصل به الاهلی امارات پیوست. در آنجا نیز بازیهای خوبی به نمایش گذاشت. اما در سال 2003 به عنوان بازیکن قرضی به تیم العین امارات پیوست تا در جام باشگاههای امارات به میدان برود. او آن سال در بازی نیمه نهایی جام باشگاه های آسیا و در برابر دالیان درخشید و به یک قهرمان تبدیل شد. گل رویایی او در آن بازی العین را به فینال جام باشگاهای آسیا برد و در آخر او با العین قهرمانی در آسیا را تجربه کرد. او دوباره به الاهلی پیوست. در طول مدت حضور در الاهلی حدود 130 گل برای این تیم به ثمر رساند و در سال 2006 با این تیم قهرمان لیگ امارات شد.

حضور کم فروغ در رده ملی!

او در سال 1375 برای اولین بار به تیم ملی دعوت شد. محمد مایلی کهن مربی وقت تیم ملی به توانایی های فرهاد اعتقاد داشت. فرهاد مجیدی اولین بازی ملی خود را در برابر کویت و در سال 1375 انجام داد. گرچه او همراه تیم ملی به جام جهانی 1998 فرانسه هم رفت اما از او به عنوان یک بازیکن کم فروغ در رده ملی یاد می شود. او در حالی که در اوج بود و در امارات می درخشید خیلی کم به تیم ملی دعوت می شد و زمانی هم که به اردو ها ملحق می شد به دلیل دوری طولانی از تیم ملی نمی توانست به هماهنگی لازم برسد. او در طول دوران بازیگری خود 41 بازی ملی انجام داده است و تنها موفق به ثمر رساندن 10 گل شده است.

بازگشت به استقلال...

مشکلات داخلی او با مدیران النصر امارات و فسخ قراردادش باعث شد تا در بدو ورود دوباره ناصر حجازی به استقلال، صحبت از بازگشت فرهاد مجیدی به میان آید. فرهاد مجیدی پس از کش و قوس های فراوان به استقلال پیوست تا به قولی که در زمان جدایی اش از استقلال داده بود عمل کند. او در حالی به استقلال پیوست که مدیران پرسپولیس نیز به دنبال جذب او بودند. فرهاد مجیدی پس از رفت و آمدهای فراوان بلاخره کارت آی تی سی خود را دریافت کرد تا این روزها به عنوان شاه مهره آبی ها از او یاد شود.

فرهاد مجیدی این روزها در تهران به همراه همسر و دخترش تیام زندگی می کند و می خواهد با درخشش در تیم محبوب و اسبق خود بار دیگر به یک ستاره تبدیل شود. فرهاد مجیدی از این هفته اجازه حضور در ترکیب استقلال را دارد. او آمده است تا خودی نشان دهد. بار دیگر با پیراهن استقلال گلزنی کند و آن حرکات معروف خود پس از گلزنی را اینبار در استادیوم آزادی انجام دهد

[+] نوشته شده توسط مجتبی/ یاس در روز سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:53 بعد از ظهر | |

                 زندگینامه بازیکنان استقلال

زندگینامه طالبلو

از پله های سنگی ورزشگاه بالا می رود، به یکباره از هوای تاریک تونل ورزشگاه که چشمانش به آن عادت کرده، روشنایی را حس می کند. صدای تشویق تماشاگران هر لحظه بیشتر از قبل به گوشش می رسد. قلبش تند می زند. دست خودش نیست! به نزدیکی چمن که می رسد، ناخداگاه به سمت زمین خم شده و بوسه ای بر چمن می زند. یکبار منصوریان می گفت: (( بوسه ای که بر چمن می زنیم، استرس را از بین می برد و به ما آرامش می دهد. )) پس مطمئناً این مساله در مورد وحید طالب لو هم صدق می کند!

در صف بازیکنام می ایستد، به هواداران خیره می شود و سوره های مقدس قرآن را گوش می دهد. آری! وحید طالب لو! در مورد بازیکنی صحبت می کنیم که ره صد ساله را در یک شب طی کرد و امروز دروازه بان اول پسران آبی پایتخت و شاید تیم ملی به حساب می آید!

وحید طالب لو آنقدر دوست داشتنی و با اخلاق است که وقتی در مورد او قلم می زنیم، لبخندی بر لبانمان جا خشک می کند. وحید طالب لو اگر امروز محبوب است و موفق، اگر سنگربان قفس توری آی پوشان پایتخت دوست داشتنی است و مورد اعتماد، فقط و فقط یک مساله باعث آن است! او در کنار خصوصیات بالای فنی اش که همه بر آن مهر تایید می زنند، اخلاقی مثال زدنی دارد.



نقطه آغاز!

 

شب قبل از بازی با استرس و دلهره روی تخت دراز کشید. به فردایی فکر می کرد که برایش حکم تایین آینده را داشت! آینده ای که می توانست با یک بازی قابل قبول، رویایی باشد و با یک اشتباه کوچک....

کادر فنی خبر بازی در برابر سپاهان را به او داده بودند. بلاخره وقت موعود فرا رسید و وحید طالب لو با قیافه ای در هم که نشانگر استرس در وجودش بود وارد زمین شد.

 

گزارشگر بازی با تعجب چند باری لیست بازیکنان را زیر و رو کرد و گفت: (( امیر قلعه نوعی ریسک بزرگی کرده و نام دروازه بان جوان تیمش را به عنوان بازیکن فیکس رد کرده است. وحید طالب لو، امروز دروازه بان استقلال است. ))

 

همان لحظه دوربین طالب لو را نشان داد که آهسته به سمت دروازه می رفت.

نود دقیقه پر التهاب تمام شد و اینک همه او را می شناختند! وحید طالب لو امتحان سختی را با موفقیت به پایان رساند و آن روز برایش به تاریخ پیوست.

 

 

 

 

طالب لو از کودکی تا امروز!

 

در تهران متولد شد. روز 5 خرداد سال شصت و یک، وحید طالب لو در تهران به دنیا آمد. همیشه پدر را الگوی خود می داند. هم از نظر فنی و هم از نظر اخلاقی. حسین طالب لو، پدر وحید هم یک دروازه بان بوده است. وقتی از طالب لو بپرسید چرا پست سخت و دشوار دروازه بانی را انتخاب کردی، محکم و استوار می گوید: (( چون پدرم دروازه بان بود!))

روز به روز بزرگتر می شد و فعال تر از قبل. فوتبال را از همان ابتدا آغاز کرد و به قول خودش، چون طالب لوی بزرگ دروازه بان بود، او هم به این پست روی آورد.

 

وحید فوتبالش را در سن 14 سالگی و از تیم فجر کرج آغاز کرد. کرج شاید زادگاه اصلی طالب لو نباشد، اما او بیشتر سالهای عمرش را در این شهر سپری کرده است. او خانواده و مخصوصاً پدرش را مشوق اصلی خود می داند. اگر امروز دروازه بان اول ایران است؛ راه پدر را ادامه داده و چه زیباست وقتی طالب لوی بزرگ، بازی خوب پسرکش را می بیند و لذت می برد.

 

اگر امروز وحید طالب لو پله های ترقی را یکی یکی طی می کند، تنها دلیلش پشتکارش به شمار می رود. او از همان سالهای کودکی تمریناتش را آغاز کرد و هر بار که یک رده بالاتر می رفت؛ به هدفش نزدیکتر می شد. او خودش را مدیون خانواده می داند. خانواده ای که همیشه پشتوانه او بوده اند.

 

 

 

 

اعتقادات مذهبی

 

ماههای رمضان، روزه اش را مرتب می گیرد. نمازش قضا نمی شود، حتی با مشغله زیاد و تمرینات متعدد!

اعتقاد دارد همیشه خدا همراهش است. در سختی ها؛ خوشی ها، پیروزی ها و حتی شکست ها. وقتی در زندگی به مشکلی برخورد می کند، مشورت با بزرگان را فراموش نکرده و همیشه راضی به رضای خداست.

 

وقتی نزدیک به دروازه می شود، آرام آرام جلو می رود، روی خط دروازه قدم می زند و آیه می خواند و به تور دروازه ای که قرار است از آن حفاظت کند، فوت می کند.

همه جا خدا را نزدیک به خودش می بیند. وحید می گوید: (( وقتی به این فکر می کنم که خدا چقدر به من نزدیک است، احساس آرامش می کنم. ))

 

 

زندگی روزانه

 

اگر می خواهید از زندگی روزانه وحید بدانید باید به شما بگوییم که در اوقات فراغت مطالعه می کند، فیلم می بینید و به گفته خودش پلی استیشن بازی می کند! در بین دروازه بان های خارجی پیتر چک و بوفون را بیشتر از بقیه دوست دارد. تیم خارجی مورد علاقه اش هم چلسی است! هم اینکه رنگ پیراهنش آبی است و هم یکی از دروزاه بانان مورد علاقه اش در این تیم مطرح انگلیسی توپ می زند.

 

اهل مد روز است. نزدیکانش او را شیک پوش خطاب می کنند. اگر دنبال مارک پوشاک مورد علاقه وحید هستید، دنبال نام هایی نظیر زارا، ورساچی، لاکوست و روزتی بروید!

 

سینما را دوست دارد؛ اما می گوید شرایطش اقلب محیا نمی شود و باید فیلم های مورد علاقه اش را با چند ماه تاخییر در خانه ببیند!

موسیقی گوش می دهد و محمد اصفهانی و استاد افتخاری از خوانندگان مورد علاقه او به حساب می آیند!

 

 

هوادار هواداران استقلال!

 

او را عقاب جدید آسیا صدا می زنند. هواداران استقلال لقب کاسیاس را برای وحید خودشان انتخاب کرده اند. البته یکی از هواداران می گفت: (( به کاسیاس می گونید طالب لو!))

به یکی از محبوب ترین بازیکنان استقلال تبدیل شده و خودش را مدیون میلیون ها هوادار استقلال می داند.

او گرچه از باشگاه پرسپولیس پیشنهاد خوبی داشت، اما به خاطر هواداران جواب منفی را انتخاب کرد تا پیراهن شماره یک استقلال را بر تن کند.

 

وحید طالب لو هوادار هواداران است!

 

 

سکانس آخر

 

وقتی از او بپرسید چه آرزویی داری؟ بار دیگر محکم می گوید: (( آرزو نه! هدف دارم!)) آن وقت باید بپرسیم چه اهدافی؟ طالب لو دوست دارد اولین دروازه بان لژیونر ایرانی باشد! شاید اگر وحید طالب لو در جام جهانی.... نه! وحید برای لژیونر شدن فرصت های زیادی خواهد داشت. او تا به حال خواسته و به آرزوهایش رسیده است.

امروز آرزویی ندارد، اما با پشتکار فراوان به اهدافش که یکی دیگر از آنها فیکس بودن در تیم ملی است، خواهد رسید!

او وقتی از جوانان به بزرگسالان استقلال آمد و طی 2 سال به دروزاه بان اول این تیم بزرگ ایران تبدیل شد، لیاقت خود را به رخ همگان کشید!

پس او نه تنها می تواند یک لژیونر باشد، بلکه می تواند به اسطوره ای جدید در فوتبال ایران تبدیل شود.

 

اگر از امیر حسین صادقی که نزدیک ترین بازیکن و حمید بابازاده که نزدیک ترین مربی به وحید هستند در مورد او بپرسید چیزی جز تعریف و تمجید نمی شنوید!

 

وحید طالب لو را دوست داریم چون دوست داشتنی است. او را از نظر فنی قبول داریم چون مورد پسند بزرگان است.
پس اینجا به او می گوییم، ((قدر خود را بدان پسر!))

[+] نوشته شده توسط مجتبی/ یاس در روز سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:52 بعد از ظهر | |

                 زندگینامه بازیکنان استقلال

زندگینامه امیر قلعه نوعی

 

 

«اردشیر قلعه نویی، فرزند محمد، تاریخ تولد: ۱۳۴۲» « معروف به امیر قلعه نویی»

  

او در خانوادهٔ پرجمعیت به دنیا آمد. ۷ خواهر و برادر بودند. پدرش یک خودروی «ولوو» داشت و با آن کار می‌کرد و خرج زندگی خانواده پرجمعیت اش را تامین می‌کرد اما روزهای تقریباً عادی خیلی دوام پیدا نکرد. اردشیر ۷ ساله بود که خبر دادند پدرش فوت کرده‌است. از سیزده سالگی شروع به کار کردن کرد و در کنارش فوتبال را نیز فراموش نکرد.

  

آغاز فوتبال حرفه ای

  

اردشیر لارودی و ابوطالب اولین کسانی بودند که او را برای تیم‌های پایه یی راه آهن انتخاب کردند و بعد ناصر ابراهیمی او را به تیم بزرگسالان راه آهن برد. او در سال ۱۳۶۰ به تیم ملی جوانان دعوت شد که نمایش قابل قبولی هم از خود ارائه کرد اما چند ماه بعد ناصر ابراهیمی در اسفند ۱۳۶۰ از راه آهن به شاهین رفت. ابراهیمی از میان تمام بازیکنان نخبه ایی که در راه آهن داشت تنها امیر قلعه نویی را به شاهین برد. شاهین ملی پوشان زیادی در آن روزها داشت. نادر فریادشیران، دینورزاده، نصرالله عبداللهی، صادقی، حمید مجدتیموری و علی حیدری از این جمع بودند.

 

سال اول و دوم فعالیت ابراهیمی در شاهین پر تنش بود. او سال ۶۳ شاهین را رها کرد و جای خود را برای مدت کوتاهی به محراب شاهرخی سپرد. او نیز بعد از چند ماه جای خود را به نصرالله عبداللهی داد. پس از خداحافظی صادقی و رفتن دینورزاده، اردشیر ۲۲ ساله به عنوان کاپیتان تیم انتخاب شد. او اواسط لیگ سال ۶۶ پس از پیروزی ۲ بر صفر برابر پرسپولیس، شاهین را ترک کرد و به السد قطر رفت.

 

 حضور در استقلال تهران

 

زمستان ۱۳۶۷ او به تهران بازگشت و این بار سراغ باشگاه استقلال تهران رفت ، پای میز قرارداد نشست و پیراهن آبی را بر تن کرد. اولین بازی اردشیر به عنوان بازیکن استقلال در تاریخ ۱۹/۱۲/۱۳۶۷ مقابل پرسپولیس رقم خورد. این بازی که در مرحله یک چهارم نهایی جام حذفی برگزار می‌شد به پنالتی کشیده شد و اردشیر پنالتی اش را از دست داد. در تیم آن روز استقلال به جز قلعه نویی، یکه، اردستانی و شکورزاده دیگر نفراتی بودند که سابقه بازی در شاهین را داشتند.

  

بازیگری در تیم ملی

  

این بازیکن خلاق تا پایان دوره بازیگری اش تنها ۱۹ بازی ملی را در کارنامه ثبت کرد که اتفاقاً ۱۸ بازی آن در سن ۳۰ سالگی به بعد رخ داد. امیر اولین بار توسط ناصر ابراهیمی در سال ۱۳۶۴ به تیم ملی «ب» دعوت شد.

 

او در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۵ همراه تیم ملی به چین سفر کرد و اولین بار پیراهن تیم ملی الف را بر تن کرد اما تا سال ۱۳۷۲ هیچ گاه مجدداً به تیم ملی فراخوانده نشد یعنی ۲۱/۶/۱۳۷۲ دیدار ایران - بوسنی هرزگوین که با سرمربیگری علی پروین انجام شد. در کارنامه ملی قلعه نویی تنهایک گل زده آن هم به کویت دیده می‌شود.

 

مصدومیت دوران بازیگری

  

او در سال ۱۳۶۸ دچار مصدومیت شدیدی شد. قلعه نویی دو مرتبه مصدومیت جدی را تجربه کرد که بار دیگر آن در سال ۱۳۷۳ بود.

  

تجارب مربیگری

 

 تجربه‌های مربیگری در تیم های برق تهران، کشاورز،استقلال اهواز ،مس کرمان و استقلال تهران را دارد

  

مربیگری در تیم ملی

  

پس از قهرمانی استقلال تهران با قلعه نویی در سال ۱۳۸۵ و نتایج ضعیف تیم ملی ایران در مسابقات جام جهانی ۲۰۰۶ و از طرفی خاتمه همکاری ایران با برانکو ایوانکویچ، شرایط تازه یی برای قلعه نویی مهیا کرد. سرانجام او به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شد و همزمان در ادواری پست‌های مدیرفنی و رئیس سازمان فوتبال استقلال تهران را نیز بر عهده داشت. تیم ملی ایران با حضور او روی نیمکت در مسابقات جام ملت‌های ۲۰۰۷ آسیا با ضربات پنالتی مغلوب تیم ملی کره جنوبی شد و از این رقابت‌ها دست خالی بازگشت.

  

 سال 2007 نیر  کاندید کسب بهترین مربی سال اسیا شد

[+] نوشته شده توسط مجتبی/ یاس در روز سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:52 بعد از ظهر | |

                 مطالب پيشين

بزرگترين پایگاه اطلاع رسانی تيفوسي هاي شورشي استقلال زلزله

* جاي کد بنر دوستان* 

 

کپي برداري از مطالب اين وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد

AllRights Reserved 2007 .:. Designer ? Meysam Karimi